شيخ محمد جعفر امامى
36
لغات در تفسير نمونه ( فارسى )
كه افرادى كه منتظر چيزى هستند پيوسته گردن مىكشند ، به معناى انتظار و مراقبت از چيزى آمده است . « 1 » [ إِرث : ] « يَرِثُنِى وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ » گروهى معتقدند كه « ارث » در سورهء « مريم » ، ارث در اموال است ؛ و گروهى ، آن را اشاره به مقام نبوت دانستهاند . بعضى نيز ، اين احتمال را دادهاند كه منظور معناى جامعى است كه هر دو را شامل مىشود . بسيارى از دانشمندان شيعه ، معناى اول را انتخاب كردهاند در حالى ، كه جمعى از علماى تسنن ، معناى دوم را ؛ و بعضى مانند « سيد قطب » در « فى ظلال » و « آلوسى » در « روح المعانى » معناى سوم را . كسانى كه آن را منحصر به ارث مال دانستهاند ، به ظهور كلمهء « ارث » در اين معنا استناد كردهاند ؛ زيرا اين كلمه هنگامى كه مجرد از قرائن ديگر بوده باشد ، به معناى ارث مال است ؛ و اگر مىبينيم در پارهاى از آيات قرآن در امور معنوى به كار رفته ، مانند آيهء 32 سورهء « فاطر » : ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبادِنَا : « ما كتاب آسمانى را به بندگان برگزيدهء خود به ارث منتقل كرديم » به خاطر قرائنى است كه در اين گونه موارد وجود دارد . و به چيزى گفته مىشود كه بدون دادوستد و زحمت به دست مىآيد . « 2 » [ أَرْجاء : ] « وَ الْمَلَكُ عَلى أَرْجآئِها » « أَرْجاء » جمع « رجا » به معناى اطراف و جوانب چيزى است . « 3 » [ أَرْداكُمْ : ] « بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ » « أَرْداكُمْ » از مادّهء « رَدْى » بر وزن ( رأى ) به معناى هلاكت است . « 4 » [ أَرَدْنَا : ] « فَأَرَدْنَآ أَنْ يُبْدَلَهُمَا » « أَرَدْنَا » از مادّهء « اراده » به معناى « ما اراده كرديم است » . « 5 » [ أَرْذَل : ] « يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ » « أَرْذَل » از مادّهء « رذل » به معناى چيز پست و نامطلوب است . و منظور از « أَرْذَلِ الْعُمُرِ » سنين بسيار بالاست كه ناتوانى و نسيان ، وجود انسان را فرا مىگيرد به حدى كه قادر به انجام حوائج ابتدايى خود نيست ؛ و به همين دليل ، قرآن آن را سالهاى نامطلوب عمر شمرده است . بعضى از مفسران ، آن را سن 75 سالگى و
--> ( 1 ) . دخان ، آيهء 59 ( ج 21 ، ص 233 ) ( 2 ) . مريم ، آيهء 6 ( ج 13 ، ص 21 ) ؛ انبياء ، آيهء 105 ( ج 13 ، ص 561 ) ؛ فاطر ، آيهء 32 ( ج 18 ، ص 280 ) ( 3 ) . حاقّه ، آيهء 17 ( ج 24 ، ص 453 ) ( 4 ) . فصّلت ، آيهء 23 ( ج 20 ، ص 270 ) ( 5 ) . كهف ، آيهء 81 ( ج 12 ، ص 547 )